دیدار کوتاه

در ابتدای بهمن ماه فرصتی شد تا در دیداری کوتاه و یک روزه به روستا رفته و  ابتدا به زیارت اهل قبور رفتم و در این دیدار بار دیگر به مرور خاطرات در گذشتگان پرداختم و روزگاری که برخی از اینان را در سفر خاطره ها به روستا با صد شور و نوا و هیاهو در پس کوچه های تو در تو و بام های برفی زمستانه و میدان آفتاب گیر روستا از پاییز تا بهار منتظر گذشت ایام بودند و اکنون ایام  بسیاری است که در اغوش سرد خاک زمستانه با اندکی برف پوشیده بر مزارشان آرمیده اند تا منتظر فردایی دیگر باشند.

آری در گذر از این آرامستان به سنگ مزار هایی با عمر بیش از 200 سال هم برخورد کردم و خدا می داند که اجداد کدامیک از ما بوده اند . از همه اهالی وابسته به روستا تقاضا می کنم که اگر از گذشتگان خود یا افراد سالخورده حاضر مطالبی راجع به گذشته روستا و اهالی اولیه و طایفه های تشکیل دهنده ی روستا در گذشته دارند همراه با عکس و فیلم به صندوق پستی من  rst219670 @yahoo.com ارسال فرمایید.

در پایان ضمن عرض ارادت مجدد به همه ایرانیان عزیز در سراسر گیتی به خصوص اهالی محترم روستا که از جبر روزگار هر یک در گوشه ای سکنی گزیده اند .التماس دعا دارم که از خدای منان شفای پدر بیمارم را که نزدیک به 4 ماه است در بستر بیماری است خواستار شوید و برای سلامتی همه ی بیماران به درگاه خداوند دعا کنیم .

آمین یا رب العالمین

شعری برای اهل قبور از سیما نوذری

بر مـــن بخوان زیارت اهــل قبـــــور را

هی چنگ میزند تن من مرده شور را

با استخوان جمجمه ام دوست میشوند

این موریانه ها که فقط طـــعم شور را...

پاشیدی از عصاره دلتنگی ات به من

از من گرفت فکر و خیالت شــعور را

بشکن تو هم شبیه تمام شکست هام

تــه مانده هـــــای لعنتــــی این غرور را

گشتم نبود جز غزل عاشقانـه ای

انجیل یوحنا و صحف را ... زبور را

وحشت تمام خانــه ی من را گرفته است

در من هدایتی ست که زنده ...به گور را...

/ 1 نظر / 25 بازدید
عباس اسدی

تشکر به خاطر پیگیری خاطرات گذشته و اهالی روستا. اگر ممکنه بیشتر مطالب در وبلاگ بگذارید و وبلاگ فعال تر شود. با تشکر فراوان