غنیمت عمر

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : چهار چیز را پیش از چهار چیز غنیمت شمار: جوانیت را پیش از پیرى خود، تندرستیت را پیش از بیماریت، توانگریت را پیش از نیازمندیت و زندگیت را پیش از مرگت.

تابستان می گذرد و من هم مانند بیشتر معلمان با سابقه بالا درگیر درد و درمان درد شده ام . در یک ماه گذشته درگیر درمان های متعدد بودم که اخرین آخرین آن تلنگری بود بر غنیمت شمردن عمر که فعلا با یک عمل آنژیو گرافی ساده به خیر گذشت .

زیبایی های جهان بسیار است و فرصت ها کوتاه و افسوس که ما قدر این فرصت های کوتاه را هم نمی دانیم .

و به قول قیصر امین پور : و ((چه زود دیر می شود ))

دوست دارم تا اخرین لحظه ای که در این جهان هستم از خوبی های ان لذت برده و از بدی های ان دور باشم هر چند که گاهی اتفاقاتی غیر منتظره این آرزو را کمرنگ می کند

پس بیایید تا دیر نشده زیباییهای جهان اطراف خود را به دیگران نشان داده و باز هم یاد آور شویم که گذشتگان ما با همه کمبود هایی مادی که داشتند چگونه شادتر از ما می زیستند و چگونه در بند این استرس ها ی زندگی مدرن افتادیم و خود را غرق در افکاری کرده ایم که بسا هیچ سود دنیوی و اخروی برای ما ندارند .

در سالیان قبل هم یادم می اید که وقتی چند روزی را در محیط روستا بودم و به خصوص در سالهایی که از برق و تلویزیون و اخبار و موبایل و تبلت و ...... خبری نبود .

تمام ناراحتی های جسمی خود را فراموش می کردم و صبح ها با نشاط و سرحال همراه با اهل روستا و به دور از تنبلی از خواب بلند می شدم و بسیار متاسفم که با ورود ابزرا مدرنیته به روستاها تنبلی شهرنشینان به روستاییان هم تسری پیدا کرده و بسیاری دیگر صبح زود از خواب بیدار نشده و شب زود هنگام سر بر بالین نمی گذارند . دیگر از بوی نان تازه در تنور خانه ها کمتر خبری هست و غذاهای سنتی نیز جای خود را به اغذیه جدید داده اند .

و چه زود آن روزی بیاید که آن خاطرات زیبا را در کتاب ها ورق بزنیم یا برای دیدن نمونه آن روزها باید به دور دست ها رفته یا دست به کارهای نمایشی بزنیم .

پس تا دیر نشده حتی اندکی هم شده خود را از شر ابزار مدرنیته رها کرده و برای چند روز یا حتی چند ساعت و دقیقه خود را از افکار مزاحم رها کنیم .

شاد باشید و به قول حافظ شیراز

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد   وجود نازکت آزرده گزند مباد سلامت همه آفاق در سلامت توست   به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد جمال صورت و معنی ز امن صحت توست   که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد در این چمن چو درآید خزان به یغمایی   رهش به سرو سهی قامت بلند مباد در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد   مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند   بر آتش تو بجز جان او سپند مباد شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی   که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد
/ 1 نظر / 36 بازدید
محمد موسوی

سلام .عالیه بود. چه خوب و واضح واقعیت رو مطرح نمودید. با آرزوی سلامتی و برکت فراوان.