انا لله و انا الیه راجعون

تلخ تر از تلخ

روز 16 بهمن 93 را هرگز فراموش نخواهم کرد و آن سحر غم انگیز را که دست تقدیر سایه پدر را از سر ما گرفت.

شبی را که تا صبح بر بالینش بودم و ساعت 4 صبح را که روح پاکش وعده الهی را لبیک گفت و از این جسم رنجور پر کشید .

تا حال نه لحظات احتظار را نظاره گر بودم و نه غم سنگین یک لحظه بی پدر سپری کردن را -به هر حال مشیت الهی بر این بود که پس از 5 سال درد و رنج و نزدیک به 4 ماه رنج فراوان از 22 مهر امسال که با سکته مغزی پدرم هوشیاری خود را از دست داد و از شب تاسوعای حسینی که به کما رفت تا ثانیه های آخر هر چه از توانمان بر می امد انجام دادیم تا شاید روزنه امیدی گشوده شده و اورا در جمع خود باز یابیم ولی دست تقدیر ورق را طور دیگری رقم زده بود و راهی را همه باید برویم در این روز برای عزیزمان در نظر گرفته بود.

از طرفی این داغ سنگین را نمی توانیم تاب بیاوریم و لحظه لحظه ساعات نظر به جایگاه خالی او در منزل قلبم را آتش می زند . و از طرفی از این که تن رنجور پدر دیگر دردی را تحمل نمیکند و روح پاکش از این قفس خاک رها گشته خرسندم و امیدوار به فضل و کرم باری تعالی و شفاعت معصومین علیهم السلام.

کودکی بیش نبود که پس از پایان تحصیلات ابتدایی به تهران مهاجرت کرد و از ابتدا با کار در مشاغل سخت و تحمل مصائب بسیار به روزگار جوانی رسید و پس از ازدواج نیز تا سالهای پایانی عمر در پی کسب روزی حلال بود . هنوز هم خاطره سال 60 و رفتن او به جبهه و تماس با او را در عید سال 61 فراموش نمی کنم و او که به خاطر مرگ پدر بزرگم از جبهه بر گشت .

خاطرات سال ها کار با او و لحظات تلخ و شیرینی که با او سپری کردم . لحظاتی که خاطرات کودکی اش را برایم تعریف می کرد . سختی های ایام گذشته را فقر و تنهایی و......

اشک مجالم نمی دهد که بیش از این از تو بنویسم .         دیدار به قیامت

در پایان از تمامی عزیزان و همشهریان گرامی که در مراسم تشییع و تدفین و ختم آن مرحوم شرکت فرمودند از طرف خود و خانواده کمال سپاس و تشکر را دارم و امیدواریم که بتوانیم در لحظات شاد شما شریکتان باشیم .

دیدگانم نگران سوی چشمان تو بود           دیدگانت نگران از پی دیدار که بود

از غم بی پدری رو به که آرم که تو را          در نظر آیدم آن سو که نظرگاه تو بود

جز خدا بر که پناه آرم از این ماتم تو           عالم خاک چو زندان به تماشای تو بود

چو علی نام تو بودست علی یارت باد       وعده ما به قیامت که مناجات تو بود

/ 4 نظر / 41 بازدید
بهناز مردانی

روحش شاد و یادش گرامی

جهت شادی روحش فاتحه

مطلبی

جناب آقای رستمی مصیبت فقدان پدر بزرگوارتان را به شما و سایر بازماندگان محترم تسلیت عرض نموده و از درگاه ایزد متعال برای آن مرحوم علو درجات مسئلت دارم .

عباس اسدی

عرض تسلیت و صبر برای بازماندگان. یقینا مورد رحمت خداوند می باشند. با احترام- عباس اسدی